ابراهيم اصلاح عربانى

120

كتاب گيلان ( فارسى )

مقايسه متوسط مساحت واحدهاى بهره‌بردارى در گيلان با كل كشور يعنى 78 / 5 هكتار نشان‌دهنده نسبت بسيار پايين متوسط مساحت اين واحدها در كل كشور است . حتى در مقايسه با مازندران ملاحظه مىشود كه متوسط مساحت واحدهاى بهره‌بردارى حدود دو برابر گيلان است . علل و عوامل پايين بودن متوسط مساحت واحدهاى بهره‌بردارى در گيلان به شرح زير است : 1 - كوچك بودن وسعت كل استان نسبت به استانهاى ديگر و تمركز زياد اراضى كشاورزى در بخش جلگه‌اى كه تنها 35 % از كل اراضى استان را تشكيل مىدهد . بقيه اراضى استان را زمينهاى كوهستانى و كوهپايه‌اى تشكيل مىدهند كه اغلب پوشيده از جنگل بوده و يا به عنوان مراتع طبيعى مورد استفاده قرار مىگيرند و فعاليتهاى كشاورزى محدودى دارند . 2 - سهم نسبتا بالاى جمعيت روستائى ( حدود 62 % ) نسبت به كل جمعيت استان ، در حالىكه سهم جمعيت روستايى كل كشور در سال 1365 حدود 5 / 45 % بوده است . به عبارت ديگر هنوز بخش عمده‌اى از جمعيت استان معاش خود را از طريق فعاليت در بخش كشاورزى تأمين مىكنند . 3 - تقسيم زمينهاى كشاورزى بر اساس موازين شرعى بين ورّاث پس از فوت سرپرست خانوار بهره‌بردار و در نتيجه كوچكتر شدن واحدهاى بهره‌بردارى . 4 - امكان كشت بيش از يك محصول در سال از انواع معين بر روى برخى از اراضى و تكافوى نسبى زمين كوچك براى گذران زندگى كشاورزان به عنوان مثال كشت سبزى بعد از برداشت صيفى يا باقلا انجام مىگيرد . 5 - وابستگى اقتصادى خانوارهاى كشاورز به فعاليتهاى كشاورزى به دليل بالا بودن نسبى ارزش افزوده توليدات كشاورزى . 6 - دسترسى راحت به مراكز شهرى بزرگ و كوچك به عنوان عامل بازدارنده مهاجرت از روستا به شهر كه روستائيان را تا حدودى از ترك فعاليتهاى زراعى بازمىدارد . بايد توجه داشت كه بيش از 57 درصد اراضى كشاورزى گيلان در زير كشت برنج قرار دارد و در كشت برنج نياز به كار و كارگر بيش از محصولات ديگر است بطورىكه حدود 60 درصد از هزينه زراعت برنج صرف كارگر مىشود . « 26 » مجموعه اين عوامل موجب پايبندى خانوارهاى روستائى در روستا گشته و از مهاجرت آنان به شهر و اشتغال در فعاليتهاى غيركشاورزى تا حدودى جلوگيرى مىكند . البته نبايد فراموش كرد كه امكان دستيابى به مشاغل جانبى در كنار فعاليتهاى كشاورزى براى خانوارهاى روستائى تا حدود زيادى در گيلان فراهم است . به همين دليل روستائيان كمتر حاضر مىشوند فعاليت اصلى و سنتى خود را رها كرده و با فروش زمين و خانه و محوطه خود به شهرها مهاجرت كنند . اين‌كه بخش كشاورزى در حال حاضر در گيلان اقتصاد پويا و فعالى را ادامه مىدهد و از همين‌رو توانسته است بخش قابل‌توجهى از نيروى فعال خود را در زمينه توزيع و توليد و تبديل آن به كار گيرد ، از جمله عواملى است كه با وجود كوچك بودن واحدهاى بهره‌بردارى هنوز در كارآئى آن خلل زيادى بوجود نيامده است . البته بايد توجه داشت كه افزايش دستمزدها ، گرانى ماشينهاى كشاورزى ، مشكلات و هزينه‌هاى نگهدارى و گرانى لوازم يدكى استهلاكى ماشينها ، تهيه يا بكارگيرى آنها را در واحدهاى كوچك زراعى با برخى مشكلات مالى مواجه ساخته است . از اين‌رو كشاورزان ناگزير از فعاليتهاى جنبى هستند تا بتوانند تعادلى ميان درآمد و هزينه‌هاى خود برقرار سازند . با تمام اينها مهاجرت به شهر الزاما به معنى ترك فعاليت كشاورزى نيست و چه بسا كشاورزانى كه در شهر زندگى كرده ولى فعاليتهاى زراعى خود را نيز حفظ كرده‌اند . 5 - چشم‌انداز كشاورزى در استان گيلان طبيعت زمين در استان گيلان بر اساس شرايط خاك ، ناهموارى ، آب ، شيب و پوشش گياهى و به تبعيت از اين عوامل چگونگى دخل و تصرف انسان در محيط ، چشم‌انداز يكسانى ندارد . به‌طور كلى اراضى گيلان را مىتوان به پنج گروه زير تقسيم كرد : 1 - زمينهاى ساحلى در امتداد ساحل دريا كه به صورت نوار باريكى كشيده شده و اغلب از ماسه‌هاى نرم ساحلى به عرض حداكثر چند صد متر پوشيده شده است . 2 - زمينهاى آبگير شامل باتلاقها ، تالابها و لاگونهاى ساحلى كه غير از تالاب انزلى بقيه به‌طور فصلى داراى آب بوده و عمدتا مراتع طبيعى يا بيشه‌زارها را تشكيل مىدهند . 3 - زمينهاى جلگه‌اى با خاكهاى رسوبى و آبرفتى همراه با هوموس ( خاكبرگ ) نسبتا كافى كه مهمترين كانونهاى فعاليت كشاورزى و استقرارهاى شهرى و روستايى را در خود جاى داده است . 4 - زمينهاى كوهپايه‌اى كه اغلب پوشيده از جنگل بوده و به استثناى تراسهاى دره رودخانه‌ها كه زير كشت برنج قرار دارند در برخى نواحى به كشت غلات ، زيتون ، چاى و ديگر درختان ميوه اختصاص دارند . 5 - زمينهاى كوهستانى كه يا پوشيده از جنگل هستند و يا اينكه به صورت مراتع طبيعى مورد استفاده قرار مىگيرند . در برخى از نواحى كه شرايط توپوگرافى ، شيب و جنس زمين اجازه دهد كشت محصولاتى از قبيل گندم ، جو و گياهان علوفه‌اى معمول است . وسعت اراضى جلگه‌اى ، كوهپايه‌اى و كوهستانى در استان گيلان يكسان نيست . بر اساس يك سلسله اندازه‌گيرى كه زير نظر نگارنده انجام گرفته وسعت تقريبى اراضى جلگه‌اى ، كوهپايه‌اى و كوهستانى استان گيلان بدين قرار است :

--> ( 26 ) . ذكر اين نكته لازم است كه نيروى كار موردنياز براى كاشت و داشت و برداشت برنج عمدتا نيروى كار خانوادگى است و سهم كارگران مزدور در زراعت برنج نسبتا ناچيز است . در مقابل ميزان دستمزدها به دليل كوتاه بودن دوره اشتغال در مواردى كه استفاده از نيروهاى كار كمكى اجتناب‌ناپذير باشد ، نسبتا بالاست .